
یكی ازویژگیهای ترانههای آصف استفاده از موسیقی ریتمیك و متحرك در كارهایش است،این انرژی نهفته در آهنگها حتی در ترانههایی كه روایتگر غم، اندوه یا تنهایی انسان هستند قابل دریافت است و هنری كه برای جمع این دو در كنار هم لازم است در كمتر كسی دیده میشود ، در برخی ترانهها ابتدا شاهد همكلامی یا همدردی با شنونده و در ادامه هدایتش بسوی امید و زندگی هستیم(تعهد خواننده نسبت به بهبود احساس شنونده)، نمونهای از این نوع را میتوانیم در ترانه "ستاره" سراغ بگیریم:
"من كویری بی نشونم پر زخمم اگر چه خاموشم
اون اسیر خستة خسته كه سراپا همیشه آغوشم
......
پس بزن امشب پردة ابرُ، مجمر نورم كن
وقت ظهوره، جلوه گری كن، مست غرورم كن
ناجی من باش امشب و هر شب، تاج سر من باش
آزاد باش و ستارة آزادی من باش، آزادی من باش"
بهر جهت در این مطلب مروری داریم بر ترانههایی غمگین كه فضای سنگین شعر، آهنگ ترانه را نیز با خود همراه كرده است:
1- ترانه "گلفروش" با شعری از یغما گلرویی(ترانه "نقاب"او را با صدای سیاوش قمیشی شنیدهایم ) به یكی از معضلات اجتماعی ایران یعنی كودكان خیابانی میپردازد ، كودكانی كه زاده فقر و قربانی فقرند ، كودكانی كه بجای بازی با همسالانشان مجبورند برای زنده ماندن به گدایی و دستفروشی رو آورند.
"گل فروشِ کوچکِ ما، شبا زخماشُ شمرده
همهی آرزوهاشُ بادِ دزدِ کوچه بُرده
اگرم با گشنگیهاش شبُ تا صبح سر آورده
سر رسیدنِ بهارُ كسی یادش نیاورده"
2- ترانه"گل سرخ" با شعری از دكتر ایرج رزمجو و اجرایی استادانه و ناب از فرامز آصف حكایتیست از فرصتی از دست رفته ، عشقی پنهان مانده در پس ترس و تردید و افسوسی بجا مانده* :
"اگه روزي،روزگاري بشه باز تو رو ببينم
وحشت از دنيا ندارم که گل سرخو بچينم
اگه روزی،روزگاری بشه باز تو رو ببینم
گل سرخی نمی مونه که نخوام برات بچینم"
قسمت پایانی ترانه نمایشیست با شكوه از قدرت صدای خواننده
3-ترانه "عزیزم" با شعری از دكتر مصطفی رجبی و با اجرایی متفاوت روایتگر درد و رنج آدمی در دیاریست كه نفس كشیدن در آن سخت و ملالآور است ، از جهتی ترانه میتواند تصویرگر حال و روز مهاجرانی باشد كه در تنهایی و غربت همديگر را نیز كم میاورند و افسوس و صد افسوس اگر این "شهر" زادگاه آدمی باشد و انسان آمال و آرزوهایش را در جایی جستجو كند خارج از این آب و خاك ، در جایی برای زندگی:
"عمره کوتاه من و تو تباهه عزیزم،توی این شهر
روزای دربدر ما سیاهه عزیزم،توی این شهر
حائل بین من و تو،کسی نیست غیره من و تو
هرکی زخمی توگلوشه همصداست بین من وتو
دسته مصلوب مسیحای تو بوده،که همیشه عالم آرای تو بوده"
(اشاره به مصلوب شدن مسیح برای پاك شدن پیروانش و عقیدهای كه مصلوب شدن مسیح را كفاره گناهان پیروانش و نجاتدهنده آنان از دوزخ میداند) این ترانه را میتوان داریوشیترین ترانه آصف خواند.
4- ...
* :معمولا آدمی وقتی چیزی را از دست میدهد ارزشِ بیشتری برایش متصور میشود