X
تبلیغات
Faramarz Assef - افرا 6

Faramarz Assef

All About Faramarz Assef

افرا 6

 
وای وای
عروس مهتاب
شهر آواز
چایی چایی
قشنگ روزگار
خبر چین
یار دبستانی
گل فروش
مامانم اینا

Afra 6 (Ghashang-e-roozegar)Realesed: 2006

» وای وای

می خوام امشب تنها باشم
توی خواب و رویا باشم
می خوام امشب زیبای من
عاشق تو و دنیا باشم
ببین که غرق آتشم
از عشق تو چه می کشم
وای
در این شام مهتاب
بمان که مستم و بی تاب
وای وای، امشب در سر شوری دارم
وای وای، امشب در دل نوری دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، با شوری که در سر دارم
وای وای، با نوری که در دل دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای

می خوام امشب شیرین من
واسه عشقت فرهاد باشم
نذار امشب با یاد تو
مثل برگی بر باد باشم
ببین که غرق آتشم
از عشق تو چه می کشم
وای
در این شام مهتاب
بمان که مستم و بی تاب
وای وای، امشب در سر شوری دارم
وای وای، امشب در دل نوری دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، با شوری که در سر دارم
وای وای، با نوری که در دل دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، امشب در سر شوری دارم
وای وای، امشب در دل نوری دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
وای وای، با شوری که در سر دارم
وای وای، با نوری که در دل دارم
وای وای، دنیا دنیا دوستت دارم
از عشق تو بی قرارم
همه خواب و من بیدارم، وای
 

متن : محمدعلی نوری

» عروس مهتاب

[ شعرهای درون کروشه همراه با همخوانی گروه می باشد ]

امشب تموم عاشقها
با ما می خونن یکصدا
میگن تویی عاشقترین عروس دنیا
دلمُ بردار و بِبَر
کوچه به کوچه، شهر به شهر
بگو که نذرِ چشماته
ای عروسِ دلبر

یه جفت چشم سیاه و یه حلقة طلایی
یه فرشِ یاس و الماس
دلی که شد فدایی
آره من مستِ مستم
با این عهدی که بستم
پیش اون آینة چشمات
وای نپرس از من کی هستم

[ای عروس مهتاب
ای مستی مِی ناب]
امشب با صد تا بوسه
دومادُ دریاب

[حالا که با تو هستم
دنیا رو می پرستم]
نگی که یه وقت نگفتم
عاشقت هستم
[تا کِی؟]
تا زنده هستم

[امشب شبِ ماست
سحر نداره
راستی و راستی این عروس رودست نداره]
با این همه ستاره
کی دیگه خبر نداره
ماه شب چهارده امشب
پیش تو کم میاره

این سرنوشت زیبا
ببین چه کرده با ما
همگی بگین ماشاالله
مبارکه ایشاالله

[ای عروس مهتاب
ای مستی مِی ناب]
امشب با صد تا بوسه
دومادُ دریاب

[حالا که با تو هستم
دنیا رو می پرستم]
نگی که یه وقت نگفتم
عاشقت هستم
[تا کِی؟]
تا زنده هستم

امشب تموم عاشقها
با ما می خونن یکصدا
میگن تویی عاشقترین عروس دنیا
دلمُ بردار و بِبَر
کوچه به کوچه، شهر به شهر
بگو که نذرِ چشماته
ای عروسِ دلبر

یه جفت چشم سیاه و یه حلقة طلایی
یه فرشِ یاس و الماس
دلی که شد فدایی
آره من مستِ مستم
با این عهدی که بستم
پیش اون آینة چشمات
وای نپرس از من کی هستم

[ای عروس مهتاب
ای مستی مِی ناب]
امشب با صد تا بوسه
دومادُ دریاب

[حالا که با تو هستم
دنیا رو می پرستم]
نگی که یه وقت نگفتم
عاشقت هستم
[تا کِی؟]
تا زنده هستم.
 

متن : سامان فرضی

» شهر آواز

یه روز از راه اومدی و سرنوشتم رو نوشتی
تو هوای بی کسی ها، تو یه پیکی که از بهشتی
همسفر باش ای گل من
همسفر با شهر آواز
ناجی من ای فرشته
پَر بگیریم به اوج پرواز
الهی که اسیر نشی
از عاشقی دلگیر نشی
در زیر این سقف کبود تنها نباشی
الهی گل پَرپَر نشه
نسوزه، خاکستر نشه
ای عاشقان فریاد بیصدا نباشه

مقصد ما بُرج خورشید
یه سفر تا ستاره هاست
تا قیامت، عشق و مستی
این پیام عاشقاست
شهر عشقم، شهر آواز
شهر بی زندان و بَست
سردرش با گل نوشته، شهر عاشقهای مست

الهی که اسیر نشی
از عاشقی دلگیر نشی
در زیر این سقف کبود تنها نباشی
الهی گل پَرپَر نشه
نسوزه، خاکستر نشه
ای عاشقان فریادی بیصدا نباشه

تو بخوان ای همیشه عاشق
تو بخوان از عشق و رهایی
 

» چایی چایی

 
» قشنگ روزگار
بگين ماه درنياد
غرق ستارست،مجلس امشب
عروس تاج گلهايم
تويي،تو،ماه امشب
عاشقه عاشق شدن باش،
در حضور حضرته عشق
يادگاري جاودانه لاي برگ دفتر عشق
اي همه داروندارم،
اي قشنگه روزگارم،
من به عشقت،عادتي ديرينه دارم
تونباشي من کي هستم؟
هرجا هستم،با تو هستم
من تورا تا مرزه بودن،
ميپرستم
روي برگ گل نوشته
عشقه كه جاش تو بهشته
بذار اي نازنين سر روي شونم
ميمونم پا به پات تا پاي جونم
تا ابد با تو ميمونم
شبي از اين قشنگتر نيست ، شب من
مثه امشب شبي نيست ،اين شب من
اين فقط يلدا شب من
اي همه داروندارم،
اي قشنگه روزگارم،
من به عشقت،عادتي ديرينه دارم
تونباشي من کي هستم؟
هرجا هستم،با تو هستم
من تورا تا مرزه بودن،
ميپرستم
روي برگ گل نوشته
عشقه كه جاش تو بهشته
بنازم راه ورسم روزگارو
دلش خواست همسفر كرد ما دوتارو
خوب تموم كرد كار مارو
مبارك باشه اين جشن شب ما
سعادت باشه يار و ياور ما
وصلت فرخنده ما
اي همه داروندارم،
اي قشنگه روزگارم،
من به عشقت،عادتي ديرينه دارم
تونباشي من کي هستم؟
هرجا هستم،با تو هستم
من تورا تا مرزه بودن،
ميپرستم 
» خبر چین
[ اشعار دورن كروشه همراه با همخواني گروه مي باشد ]

تا تو رو ديدم اومدي يواشكي تو كوچه مون
پُرِ پُرِ يك حس قشنگِ شاد و شيرين شدم
[دين و دل از دست دادم و وقتي كار از كار گذشت
واي ديدم اسير يك يار خبرچين شدم ]

[ خبرچين خبرچين
خبر و خبر و خبرچين
خبرچين و خبرچين
اي دختر خبرچين ]

[ خبرچين خبرچين
خبر و خبر و خبرچين
خبرچين و خبرچين
اي دختر خبرچين ]

[ خبرچين خبرچين
خبر و خبر و خبرچين
خبرچين و خبرچين
اي دختر خبرچين ]

اي دختر خبرچين
خبرهاي ما رو ورچين
پاورچين و پاورچين
از چين ببر تا ماچين

[شور و شريرِ بابا
(آخ)
آتيش به جون ما باد
خبرهاي ما رو بردار
از چين ببر تا ماچين
از چين ببر تا ماچين ]

[ اي دختر خبرچين
جاسوسة دامن چين ]
آي دسته دسته دسته
آهسته و پيوسته
[پنجره ها رو واكن
همسايه ها رو صدا كن
خبرهاي ما رو بردار
از چين ببر تا ماچين
از چين ببر تا ماچين ]

اما دل ديوونه مُو
اينجوري غمگين نَكُن
[ پيش كَس و نا كَس نشين
مُشت ما رو وانَكن ]

عُمر ما دو روزه
(واي)
الباقي روز به روزه
[با اين دو روز عمرم
اينجوري بازي نكن
اينجوري بازي نكن ]

[ خبرچين خبرچين
خبر و خبر و خبرچين
خبرچين و خبرچين
اي دختر خبرچين ]

اوني كه يه روز قصه نوشت
قصة ما رو
خوب جوري بازيچه گرفت غصة ما رو
انگاري از اول مي دونست قسمت ما رو
گرگ شدي و بره شدم
كار خدا رو !

[ پاورچين و پاورچين
يه جورايي همچين همچين
اي دختر خبرچين
منم ميرم به ماچين ]

[ خبرچين خبرچين
خبر و خبر و خبرچين
خبرچين و خبرچين
اي دختر خبرچين ]

[ خبرچين خبرچين
خبر و خبر و خبرچين
خبرچين و خبرچين
اي دختر خبرچين ]
 

متن : سامان فرضی

 

» یار دبستانی
[ شعرهای درون کروشه همراه با همخوانی گروه است ]

[ایران ایران، ایران ایران
آباد ایران، آزاد ایران]

یار دبستانی، می دانم که تو می دانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

تو از نسل دلیرانی
ای آزادة ایرانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

اُ، اُ، شیر دبستانی تو
اهل هر دِه و اُستانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

حرفت حرف دل مردم
از هر گوشة ایرانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

بگو ایران ایران
[ایران ایران]
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران
[ایران ایران]
قبلة ما، خاک ایران

پرنده های در به در
میان دوباره از سفر
آسمونو پُر می کنن
پُر از غزل، پُر از خبر

ایران من، ایران من
دین و دل و ایمان من
من برمی گردم پیش تو
پیش تو ای جانان من

بگو ایران ایران
[ایران ایران]
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران
[ایران ایران]
قبلة ما، خاک ایران

اُو، مردمِ خسته
دسته به دسته
پیر و جوون
با مشتهای بسته
از لب دیوارهای شسکته
با عشق و امید، فریاد می زنن

[ایران ایران، ایران ایران
آباد ایران، آزاد ایران]

اُو، عشقِ من ایران
جانِ من ایران
ماهِ من ایران
خاکِ من ایران

جسم و جان و روح و قلبم
همه از ایران
ایران، ایران
[ایران، ایران، ایران، ایران، ایران
ایران، ایران، ایران، ایران، ایران
ایران، ایران، ایران، ایران، ایران، ایران]

یار دبستانی، می دانم که تو می دانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

تو از نسل دلیرانی
ای آزادة ایرانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

اُ، اُ، شیر دبستانی تو
اهل هر دِه و اُستانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

حرفت حرف دل مردم
از هر گوشة ایرانی
[یارم، یار دبستانی، می دانم که تو می دانی]

بگو ایران ایران
[ایران ایران]
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران
[ایران ایران]
قبلة ما، خاک ایران

[بصورت دکلمه]
ایرانِ من، ایرانِ من
دین و دل و ایمان من
من برمی گردم پیش تو
پیش تو ای جانان من

[بگو ایران ایران
ایران ایران
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران
ایران ایران
قبلة ما، خاک ایران]

بگو ایران ایران
[ایران ایران]
جان ما و جان ایران
بگو ایران ایران
[ایران ایران
قبلة ما، خاک ایران]

[ایران ایران

متن : سامان فرضی

» گل فروش

روی‌ يك جدول‌ِ بسته‌ ، یه‌ پسربچه‌ نشسته‌
گُلای‌ سُرخ‌ُ گرفته‌ توی‌ انگشتای‌ بسته‌
گل فروشِ کوچکِ ما، شبا زخماشُ شمرده
همه‌ی آرزوهاشُ بادِ دزدِ کوچه بُرده
اگرم با گشنگی‌هاش شبُ تا صبح سر آورده
سر رسیدن‌ِ بهارُ كسی‌ یادش‌ نیاورده‌

آی خانم گل! آی آقا ! گُل‌ !
اولین بهار من ! گُل‌ !
آی خانم گل! آی آقا ! گُل‌ !
آخرین بهار من ! گُل‌ !

آدما تو فكرِ عیدن‌ ، فكرِ یک‌ ماهی‌ سفیدن‌
اونا از تو خونه‌هاشون‌ ، انگار هیچی نشنیدن‌
دیگه‌ شب‌ از راه‌ رسیده‌ ، غنچه‌ی‌ غروب‌ُ چیده‌
از پسر بچه‌ی‌ خسته‌ هیچكی یه‌ گُل‌ نخریده‌
پُل‌ِ عابرِ پیاده‌ اما جای‌ اَمن‌ِ خوابه‌
رو لب‌ِ اون‌ پسر اما یک سوال‌ِ بی‌جوابه‌:
«ـ ای‌ خدا! ای خدا! چرا نمی‌شه‌ این‌ گُلا یه‌ لُقمه‌ نون‌ شه‌ ؟
جای‌ خواب‌ِ من‌ رو ابرا ، روی‌ بام‌ِ آسمون‌ شه‌ ؟
چرا سوسوی ستاره، تو شبِ من نمی‌مونه ؟
قدرِ این گُلای سُرخُ چرا هیچ کس نمی‌دونه ؟»

آی خانم گل! آی آقا ! گُل‌ !
اولین بهار من ! گُل‌ !
آی خانم گل! آی آقا ! گُل‌ !
آخرین بهار من ! گُل‌ !

صُب‌ شده‌ اونورِ شیشه‌ ، پسرك‌ بیدار نمی‌شه‌
انگاری‌ تمام‌ِ عمرش‌ توی‌ خواب‌ بوده‌ همیشه‌
گُلای مُرده‌ی‌ پَرپَر ، روی‌ پُل‌ ریخته‌ كنارش‌
خیره‌ موندن‌ به‌ خیابون‌ اون‌ چشای‌ بی‌قرارش‌
چشمِ بچه‌های کوچه اما بازم زیرِ بارون
تو مرخصی‌ِ عیده‌ ، پاسبون‌ این‌ خیابون‌
چشمِ بچه‌های کوچه اما بازم زیرِ بارون
کِی میشه از خواب بیدار شن آدمای این خیابون

آی خانم گل! آی آقا ! گُل‌ !
اولین بهار من ! گُل‌ !
آی خانم گل! آی آقا ! گُل‌ !
آخرین بهار من ! گُل‌ !
 

» مامانم اینا

خبرچين ، خبرچين

خبر و خبر ، خبرچين

خبرچين و خبرچين

اي دختره خبرچين

خبرچين ، خبرچين ، خبر و خبر ، خبرچين

خبرچين و خبرچين ،اي دختره خبرچين

من بودمو مامانم اينا (3)

من بودمو مامانم اينا،شمسی خانومو مامانش اينا،جميله اينا و دنيل اينا ، اينا و اونا و اونا و اينا

همسايه ها و تقی و نقی و حسن و حسين و ليلی و گلی و ممد و اسی و سيمين و رحيم و عباس آقا، با مامانش اينا

کی ميگه خبر چينم من؟جاسوسه يه چينم من؟همچينو همچونم من اصلا يه جورايی همچينم من؟

حالا که خبر چينم من جاسوسه يه چينم من يه جورايی همچينم من اصلا همچون همچينم من

ميگمو ميگم خوبشم ميگم.دروغ چرا؟ آ آ آ آ

خبرچين ، خبرچين

خبر و خبر ، خبرچين

خبرچين و خبرچين

اي دختره خبرچين

خبرچين ، خبرچين ، خبر و خبر ، خبرچين

خبرچين و خبرچين ،اي دختره خبرچين

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 8 اردیبهشت1385ساعت 16:30  توسط farzad  |